Tragedy

این ترانهـ عاشقانهـ نیستــــــ ...

facebook

نویسنده :عباس بهشتیــ
تاریخ:28 اردیبهشت 91-19:13

 

برای ورود به فیس بوک بدون فیلتر اینجا را کلیک کنین 


دختری با گوشواره مروارید


کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود و انسان با نخستین درد ...

نویسنده :عباس بهشتیــ
تاریخ:5 اردیبهشت 91-20:07

 

 

تراژدی

گاه به سخن گفتن از زخم ها نیازی نیست ...

احمد شاملو

 


پاورقی :  مانده ام این چند قطره اشک چقدر وزن دارند که بعد ریختن شان، این قدر سبک می شوم ...
ادامه مطلب

نوع مطلب : بی هنری من... 

ذره ایــ از بیــ قراریــ دستهایمـ

نویسنده :عباس بهشتیــ
تاریخ:23 فروردین 91-08:08

 

تراژدی

 

میخواهم آبـــ شوم در گسترهـ ی افقــــــ , آنجا که دریا بهـ آخر میرسد و آسمان آغاز می شود

احمد شاملو


 

شب ها
به وقت خواب
  از طرف من
      وجدانت را ببوس
                     اگر بیدار بود...

 

می دونی عقرب ها دیگه نیش ندارند ... حتی طبیعت عقرب ها هم نیش زدن نیست ...

این متن کاملا اتفاقی ست ...


پاورقی : نبودنت را , ندیدنت را , دارم با ساعت شنی اندازه میگیرم , یک صحرا گذشته است ...

ادامه مطلب

نوع مطلب : بی هنری من... 

لعنت به این دیدار ...

نویسنده :عباس بهشتیــ
تاریخ:5 فروردین 91-17:12

 

ساعت دو شب بود که این پیام برام اومد :
پشت چراغ قرمز , پسرکی با دستان کوچک و صورتی معصوم گفت : آقا چسب زخم میخواهید پنج تا صد تومن ...
با خود گفتم اگر تمام چسب زخمهای تو را هم بخرم نه زخم های تو درمان میشود نه زخم های من

وقتی این پیام رو خوندم آتیش گرفتم ...حمید ممنون



بخیه به بخیه میزنم به تیکه پاره ی دلم
این همه وصله پینه رو چه طور میخوای رفو کنی

 
حالا نوبت رسیده به اون چیزی که میخواستم بگم:
از دل برود هر آنکه از دیده رود
به نظر من این جمله بزرگترن دروغ تاریخه  


برای دانلود اون ترانه ای هم که قولش رو داده بودم روی دلم کلیک کن ...

من دلم دریاست
 

پاورقی

نوع مطلب : خاطره می شود... 

پل بود اما ریخت ...

نویسنده :عباس بهشتیــ
تاریخ:1 فروردین 91-08:44

سلام

میدونم که طبق نوشته های قبلی خودم در اینجا , نباید دیگه اینجا میومدم و مطلب جدید میگذاشتم ولی از سال نو که نمیشه گذشت ... بی خیال ... یه ترانه ای از یه عزیزی به گوشم خورد که باید بیام برای شما هم بذارم همراه با این کار داشتم یه مطلب توپ آماده میکردم که فرصت نشد تا تحویل سال برسونمش ولی همین قدر بگم که تو این مطلب می خوام بزرگترین دروغ قرن رو فاش کنم ... همین

راستی تعجب نکنید که چه جوری تاریخ ارسال این مطلب درست لحظه تحویل ساله

دلیلش اینه که میهن بلاگ ( سرویس وبلاگدهی مورد علاقه ی من ! ) یه امکانی داره به نام کوک کردن مطلب و تو هر تاریخی به مطلبت بدی در همون تاریخ نمایش داده میشه

بذارید به یه شیوه ی دیگه سال نو رو به شما تبریک بگم :

بیست مارس مبارک ...

bye



نوع مطلب : دانشجویی 

من درد مشترکم ... مرا فریاد کن...

نویسنده :عباس بهشتیــ
تاریخ:22 اسفند 90-19:20


نمیدانی که من , همین من ساده , برای اینکه یک بار برخیزم هزار بار فرو اوفتاده ام

دیگه احساس میکنی که وقتی پیش هر روان شناسی میری داره یه مشت حرفهایی که توی کتابهای دانشگاه خونده تحویلت میده احساس میکنی دوای دردت پیش خودته ساعت 25 شب , روز سی و دوم ماه سوار موتورت میشی میری وسط بیابون می شینی تو سایه ی مهتابِ اون کوهِ سیاه و فقط تنها نوری که دستات رو روشن میکنه شعله ی یه کبریته برای روشن کردنِ ... و تنها صدایی که آرومت می کنه یه صدایی مثل صدای سیاوش تو ترانه ی پرنده ی مهاجر
 
میگذره روزای عمرت توی جاده های خلوت
تا بخوای بر گردی خونه گم میشی تو باغ غربت
واسه ما فرقی نداره هر جا باشیم شب نشینیم
دلخوشیم به این که شاید سحرو یه روز ببینیم
آخرش یه روزی هجرت در خونتو میکوبه
تازه اون لحظه میفهمی همه آسمون غروبه
 
 خودت رو وسط داستان کیمیاگر تصور میکنی که مثل اون پسرک همه چیز رو رها کرده یا مثل سینوهه که به خاطر یه هوس زندگی خودش رو به باد داده
 
بعد به خودت میگی تنهایی اگه هیچ فایده ای نداشته باشه حداقل این فایده رو داره که از همه ی آدمها دوری و دیگه تو آدمکها نمیمیری و کسی برات از پریها قصه نمیگه ...
پس فعلا امیدوارم مرخصی خوش بگذره
با این وبلاگ و همه ی شماها خداحافظی می کنم تا 4 ماه دیگه  
می تونید نسخه pdf کتاب کیمیاگر و سینوهه رو از قسمت صفحات جانبی دانلود کنید...
اون جمله ای هم که اون بالا نوشتم از آلبوم نشانی با صدای خسرو شکیبایی و شعر سید علی صالحی هست

برای دانلود بخش اول آلبوم "نشانی" کلیک کنید:    

برای دانلود بخش دوم آلبوم "نشانی" کلیک کنید:    


www.TRAGEDY.mihanblog.com



نوع مطلب : دانشجویی 

یک جدایی

نویسنده :عباس بهشتیــ
تاریخ:8 اسفند 90-18:59

A SEPARATION

سلام

واقعا شکه شدم , ظهر که از خواب پا میشم می بینم دو تا اس دارم از دوست خوبم اسماعیل غفوری و عیسی که بهم تبریک میگن بابت دریافت جایزه ی اسکار فیلم جدایی نادر از سیمین.این واقعا یه افتخاره که یه فیلم از ایران بتونه برای اولین بار برنده ی بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان از جشنواره ی اسکار بشه و تازه 50 تا جایزه ی دیگه هم تو کارنامش داشته باشه...

اصغر فرهادی گفت :

سلام به مردم خوب سرزمینم. در این لحظه ایرانی‌های بسیاری در سراسر جهان در حال نظاره ما هستند و تصور می‌کنم که خیلی خوشحال هستند. خوشحالند نه تنها به خاطر یک جایزه مهم، یک فیلم یا یک فیلمساز، بلکه به خاطر اینکه در زمانی که سخن از جنگ، تهدید، و خشونت بین سیاستمداران مبادله می‌شود، نام کشورشان ایران در اینجا از دریچه فرهنگ با افتخارش به زبان مى‌آید، فرهنگ غنى و کهنی که زیر غبار سنگین سیاست پنهان شده است. من با افتخار این جایزه را به مردم کشورم تقدیم مى‌کنم، مردمى که به تمام فرهنگ‌ها و تمدن‌ها احترام مى‌گذارند و از خصومت و خشونت بیزارند.

www.TRAGEDY.mihanblog.com




وعده های فراموش شده

نویسنده :عباس بهشتیــ
تاریخ:4 اسفند 90-14:29

]

WORRY ENDS

پایان نگرانی

 

Don’t be saddened by what you see
از آنچه می بینی غمگین مباش

By all the lies and treachery
از تمام دروغ ها و خیانتها

Life is cruel but don’t worry
زندگی بی رحم است اما نگران نباش

In your heart lies the key
در قلب تو کلیدی نهفته است

To unwind all the secrets
برای گشودن تمام اسراری

Of this life we see
که در این زندگی می بینیم

When you feel you’ve lost it all
وقتی احساس می کنی همه چیز را از دست داده ای

When you don’t know who’s yourfriend or foe
وقتی نمی دانی دوست و دشمن تو کیست

You wonder why you’re so alone
با خود می پرسی، چرا اینقدر تنهایی

Worry ends when faith begins
نگرانی پایان می یابد هنگامی که ایمان آغاز می شود

DOWNLOAD

 

www.samiyusufofficial.com/fa




خوشا فریاد زیر آب

نویسنده :عباس بهشتیــ
تاریخ:13 بهمن 90-11:17

    ]

 

چند وقت پیش که رفته بودم خونه گفتم یه فیلم بگیرم دور همی ببینیم به انتخاب خودم فیلم "طهران , تهران" رو گرفتم  که واقعا فیلم باحالی بود مخصوصا اپیزود دوم اون (حالا اگه نمیدونی اپیزود چیه برو بمیر) و فیلم چرت و پرتِ ورود آقایان ممنوع که اون هم فقط واسه اینکه حالا همچین عریضه خالی نمونه حالا اصل داستان اینجاست که از اونجایی که من عادت دارم تبلیغات قبل از نمایش فیلم رو هم ببینم از قضا یه فیلمی به نام "چند کیلو خرما برای مراسم تدفین" هم تبلیغ کرد که یه فردی رو تو اون فیلمه نشون داد که خیلی شبیه اون پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی دردستِ من میداد یعنی آقای محسن نامجو
حالا نگو خودشه سریع جیم شدم رفتم اون فیلم رو هم گرفتم که واقعا یه فیلم معنا گرا و خیلی مفهومی بود و واقعا قشنگ بود

 

برای دانلود فایل صوتی ترانه ی "اگه یه روز" از فرامرز اصلانی کلیک کنید:   

برای دانلود فایل تصویری ترانه "اگه یه روز" از فرامرز اصلانی به همراه داریوش کلیک کنید:

اما از همه ی اینها گذشته یه ترانه غم انگیز با اجرای ستاره رو تازگیا شنیدم که واقعا محشره برای دانلود روی جمله زیر کلیک کنید:

 

حتی دیو قصه بد نیست مثِ تو

 

 

 

پاورقی : حسین دمت گرم . نظرت خیلی باحال بود .کلی خندیدم . ولی شرمنده این یکی دیگه اصلا قابل نمایش نبود ...



نوع مطلب : کلیپدون! 

رویای خیس

نویسنده :عباس بهشتیــ
تاریخ:30 دی 90-16:27

تابلویی از ژان فرانسوا میله

از من پرسید که چگونه دیوانه شدم.

چنین روی داد:یک روز پیش از انکه خداوند گل وجود من را با نفس خود درهم آمیزد از خواب عمیقی بیدار شدم و دیدم همه نقابهایم را دزدیده اند همان هفت نقابی که خودم ساخته بودم و در هفت زندگیم بر چهره می گذاشتم. پس بی نقاب در کوچه های پر از مردم دویدم و فریاد زدم (دزد دزد ........) مردان و زنان به من خندیدند..!!! وجوانی که بر سر بامی ایستاده بود فریاد براورد"این ادم دیوانه است" من سر براوردم تا او را ببینم ......... خورشید نخستین بار چهره برهنه ام را بوسید. خورشید برای اولین بار چهره بی نقابم را بوسید و من از عشق خورشید مشتعل شدم و دیگر نیازی به نقابهایم نداشتم.

و گویی در حالت خلسه فریاد زدم : رحمت رحمت بر دزدانی که نقابهای مرا بردند

این بود که من دیوانه شدم و از برکت دیوانگی هم به امنیت رسیدم ؛ امنیت از فهمیده شدن ، زیرا کسانی که ما را می فهمند چیزی را در وجود ما به اسارت می گیرند .

 

***

بچه بودم غصه وبالم نبود   محسن چاوشی

[]

خیلی سخت میتوان انسانی را درک کرد که می تواند همه ی انسانهای دیگر را درک کند 

از عباس بهشتی



نوع مطلب : کلیپدون! 



  • تعداد صفحات :16
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...